پدر و مادر
شناخت خواستههای واقعی خود و تفاوت آن با خواستههای پدر و مادر
برای شناخت خواستههای خودت، نیاز به رشد درونی داری. یعنی باید خواستههای پدر و مادرت را بشناسی، ولی اسیر آنها نشوی. این کار سخت است، اما شدنی است.
۱. خواستههای پدر و مادر از کجا میآیند؟
گاهی خواستههای پدر و مادر از ترس تنهایی، ترس از قضاوت مردم یا آرزوهایی میآیند که خودشان در زندگی به آنها نرسیدهاند.
وقتی بفهمی این خواستهها از کجا میآیند، دیگر برایت مقدس و قطعی نیستند، بلکه آنها را بهعنوان نیازهای انسانی میبینی.
قبلاً گفتیم که پدر و مادر مانند شاخه قطوری هستند که ما روی آن نشستهایم. اگر آنها بلرزند، ما هم میلرزیم. بنابراین، باید مراقب رابطهمان با آنها باشیم.
۲. چگونه خواسته خودت را از خواسته پدر و مادر تشخیص بدهی؟
برای شناخت خواسته واقعی خودت، این نشانهها را در نظر بگیر:
خواسته واقعی خودت:
وقتی به آن فکر میکنی، آرام میشوی.
وقتی انجامش میدهی، احساس خوبی داری. حتی اگر کسی مخالفت کند، باز هم میخواهی انجامش بدهی.
خواستهای که از پدر و مادر گرفتهای:
اگر انجامش ندهی، احساس گناه میکنی. احساس خشم یا فشار داری.
گاهی احساس میکنی انگار داری نقش بازی میکنی.
وقتی این دو نوع خواسته را تشخیص بدهی، خواسته واقعی خودت روشنتر میشود.
۳. جدا کردن خواسته خودت از خواسته پدر و مادر، بدون جنگ و درگیری
جدا کردن خواستههای خودت از خواستههای پدر و مادر نباید با جنگ همراه باشد، بلکه باید با تعیین مرزهای مشخص انجام شود.
به حرفهای آنها گوش بده. بگذار صحبت کنند و توضیح بدهند چرا این خواستهها را دارند.
سپس انتخاب خودت را بدون دفاع کردن و بدون جنگیدن بیان کن.
مثلاً بگو:
«میدانم این خواسته برای شما مهم است، ولی من هم خواستههای خودم را دارم. میخواهم راه خودم را بروم، چون با این انتخاب آرامش بیشتری دارم.»
وقتی بتوانی خواستههای پدر و مادر را کنار بگذاری و انتخاب خودت را داشته باشی، از نقش یک کودک فرمانبردار به فردی بالغ و مستقل تبدیل میشوی.
تو نباید همیشه نقش یک فرزند فرمانبردار را داشته باشی. باید نقش یک انسان بالغ را بپذیری؛ یعنی به صدای درون خودت گوش بدهی.
۴. انتخابی که به تو آرامش میدهد
هر وقت بین دو انتخاب گیر کردی، از خودت بپرس:
«کدام انتخاب به من آرامش میدهد، حتی اگر سخت باشد؟»
خواسته واقعی تو با آرامش همراه است، نه با هیجان، ترس و احساس گناه.
خواسته واقعی تو نیاز به تأیید دیگران ندارد.
اگر خواستهای فقط زمانی برایت خوب است که پدر و مادرت تأییدش کنند، مردم از آن خوششان بیاید و کسی ناراحت نشود، احتمالاً آن خواسته واقعی تو نیست.
خواسته واقعی تو حتی اگر همه با آن مخالفت کنند، باز هم در درونت احساس خوبی ایجاد میکند.
۵. خواسته واقعی تو با ترس همراه نیست
خواسته تو نباید بر پایه ترسهایت شکل گرفته باشد.
اگر خواستهای با ترس از قضاوت، ترس از تنها شدن یا ترس از اشتباه کردن همراه باشد، ممکن است خواسته واقعی تو نباشد.
خواسته واقعی تو ترسهایت را کمتر میکند، نه بیشتر.
۶. خواسته واقعی در سکوت ظاهر میشود
خواسته واقعی تو در سکوت ظاهر میشود؛ نه در بحث با پدر و مادر و نه در میان نظرهای مختلف دیگران.
وقتی در ذهن خودت مدام بحث میکنی، خواسته واقعیات ممکن است گم شود.
پنج دقیقه در سکوت بنشین؛ بدون فکر، بدون تحلیل و بدون ترس.
آن وقت ممکن است صدای آرامی از درونت بشنوی که میگوید:
«این راه من است.»
۷. خواسته واقعی تو باعث رشدت میشود
خواسته واقعی تو، قدرت انتخابت را بیشتر میکند و کمک میکند از ترسهایت عبور کنی.
اما خواستههایی که صرفاً برای رضایت پدر و مادر پذیرفتهای، ممکن است برعکس عمل کنند.
خواسته واقعی تو گاهی با درد کوتاهمدت همراه است، اما آرامش بلندمدت به همراه دارد.
باید بتوانی «نه» بگویی، مرز بگذاری، مستقل شوی و مسئولیت انتخابهایت را بپذیری.
خواسته غیرواقعی معمولاً در ابتدا راحتتر است، اما ممکن است بعداً پشیمانی به دنبال داشته باشد.
۸. یک سؤال مهم قبل از خواب
قبل از خواب از خودت بپرس:
«اگر هیچکس ناراحت نمیشد، هیچکس دخالت نمیکرد و قرار نبود کسی مرا قضاوت کند، من واقعاً چه میخواستم؟»
به اولین پاسخی که از درونت میآید توجه کن.
شاید همان پاسخ، نشانهای از خواسته واقعی تو باشد.
خواسته واقعی تو آرام است، نه هیجانزده.
عمو خلج

