گفته های متنی 8

اگر پدر و مادرها تعلیم و تربیت فرزندان خودشون رو به عنوان یک وظیفه ببینند باعث میشه که کودکی خودشون رو به بچه‌ها تحمیل کنند و فکر می‌کنند که فشار روحی روانی روی آنها است و بایستی بچه‌ها را کنترل کنند در حالی که اگر فکر کنند که این تعلیم و تربیتی یک نوع مسئولیت می‌باشد آن موقع بچه‌ها هم آزادی خود را خواهند داشت اگر پدر و مادرها ناخودآگاه. بخواهند به عنوان وظیفه تعلیم و تربیت بچه‌ها را به عهده بگیرند بدون اینکه خودشان بدانند بچه‌هایشان را وابسته بار میارند در حالی که اگر این تعلیم و تربیت را به عنوان مسئولیت بپذیرند آن موقع است که بچه‌ها آزاده بار خواهند آمد.
 وقتی جوانی می‌خواهد ازدواج کند بایستی بند ناف روحی روانی خودش را با مادر قطع کند به عبارتی دیگر مادر را طلاق دهد تا بتواند ازدواج کند یعنی اینکه هر دوی آنها باید آزاد شوند در غیر این صورت مثل گذشته به هم وابسته باقی می مانند.
اگه بهت توهین میشه چنانچه خودتو قبول نداشته باشی خودتو دوست نداشته باشی عزت نفس نداشته باشی خیلی ناراحت میشی این ضرب المثل قدیمی چقدر به جاست که فحش باد هواست تو باد به غبغبت ننداز که بخواهی جبران کنی. وقتی در جلسه هستی و یا اینکه در حال گفتگوی مهمی می‌باشی فراموش نکن که به هیچ وجه نگذار که عقل و یا قلب به تنهایی جواب طرف را بدهد چون پشیمون میشی و پشیمونی سودی نداره هرکی تنها به قاضی رفت راضی برمی‌گرده ولی عاقبتش معلوم نیست پس موقع جواب دادن به قول قدیمی‌ها حرف یک کمی مزه مزه کن یعنی بگذار عقل و قلب با هم تصمیم بگیرند.

عموخلج


اغلب پدر و مادرها ترسو هستند زیرا فقط تجربه‌های تلخشان را به فرزندانشان دیکته می‌کنند و از تجربه‌های شیرین برای آنها سخنی به میان نمی‌آورند و همین هم امر باعث می‌شود که بچه‌ها درونگرا و بدبین شوند.
واقعیت را باید قبول کرد تا آرامش پیدا کنیم.
برای خوشحال کردن دیگران هیچ وقت نرخ تعیین نکن.
زمانی دروغ می‌گویی که فکر می‌کنی اگر حقیقت را بگویی کسی تو را دوست ندارد و تو را ترک می‌کند و به عبارتی تو را تنها می‌گذارد و این بدان جهت است که خودت را دوست نداری و به عبارتی دیگر عزت نفس نداری.

عموخلج


عقل می‌فهمه ولی قلب احساس می‌کنه عقل می‌خواد ولی قلب باید پذیرا باشد برخلاف آنچه که به ما یاد داده‌اند عقل خواسته‌های کوتاه مدت داره ولی پذیرا شدن قلب طویل المدت است به همین علت است که عقل خوشحال میشه و قلب شاد می‌شه و شادی دوام بیشتری داره.
چاپلوس‌ها رو هر کسی می‌تونه دور خودش جمع کنه ولی حقیقت گوها را نه برای شنیدن حقیقت تو نیاز داری که خودت رو دوست داشته باشی و عزت نفس داشته باشی. از آنجایی که بشر اجتماعی خلق شده است و از تنهایی گریزانه است حتی موقعی که می‌خواهد به سفر برود به طرف مقابل خود مادر خواهر و یا همسر می‌باشد می‌گوید خداحافظ من و تو و ارتباط من و تو و ارتباط روحی روانی من و تو باشد گویی که جسم‌ها از یکدیگر فاصله می‌گیرند.

عموخلج


چندین برابر شادی دیگران شاد خواهی شد اگر آنها را شاد.
چشمتو فقط به یک نقطه ندوز تا شانس‌های دیگرت رو ببینی. دروغگو دشمن خودش هست زیرا فکر می‌کنه که دروغ‌هایش راست می‌باشد و الا خداوند که دشمن ندارد. دروغ مصلحت آمیز اونقدر دلم واست تنگ شده که دیگه هیشکی توش جا نمی گیره. تو هیچ وقت کارت راه نمی‌افته مگر اینکه دلت بخواد کار دیگران رو راه بیندازی حالا اگر می‌تونی یا نمی‌تونی اون یه چیز دیگه است هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی آدم خوشبخت بدی‌های دیگران را کوچک و خوبی‌های آنها را بزرگنمایی می کنه.

عموخلج


همه کارهایی را که در کودکی برایمان نکرده‌اند برای بچه‌مان انجام می‌دهیم نه کاری را که آنها نیاز دارند.
اگر می‌خواهی در رابطه انتخاب خوبی داشته باشی از شوق حلیم تو دیگ نیفتی یعنی اینکه فاصله‌ات را به اندازه کافی نگه دار زیرا وقتی فاصله کم شد یا عقل به تنهایی جلو می‌رود و یا قلب که در هر دو صورت تو با کله به زمین خواهی خورد. فراموش نکن اگر تو ده تا از دیگران می‌دونی و به زبون میاری دیگران صد تا از تو می‌دونن ولی به زبون نمیارن چون می‌دونن اثری نداره.

عموخلج


وقتی هماهنگی بین عقل و قلب باشد تصمیم می‌گیری و آن را به اجرا می‌گذاری و از عاقبت آن ترسی نداریم چون هرچه باشد به نفع توست.
عشق قرار نیست تورو اسیر کنه. دوستی با آدمای قدرتمند تو را قدرتمند می‌کنه و دشمنی و جنگ با آنها تو را نابود. احساس شور و شعف خوشبختی است احساس رضایت از شخص اصیلی که در درون ماست ما رو خوشبخت می‌کنه عشق قرار نیست که ما رو اسیر کنه. وقتی حالت خوش نیست ولی به دیگران می‌خواهی نشان دهی که خیلی خوش هستی نشانه آن است که خودت را دوست نداری زیرا دیگران را تحت هر شرایطی باید تو را دوست داشته باشند اگر فقط یک نفر در خانواده مرا دوست داشته باشد و نوازشم کند احساس امنیت می کنم.

عموخلج


بعضی‌ها به بعضی از رفتارها و کردارها از جمله نق زدن و ایراد گرفتن چنان عادت کردند که فکر می‌کنند جزئی از شخصیت آنهاست و به هیچ عنوان راضی نیستن که آنها را تغییر دهند زیرا فکر می‌کنند که کارشان درست است.
وقتی رابطه‌ات با من درون برقرار شد درهای ذهن برای ورود به لحظه باز است. اگر می‌خواهید انتخاب خوبی داشته باشید نخواهید که دیده شوید بلکه خواهان آن شوید که ببینید. دل می‌گوید می‌خواهم عقل می‌گوید انجام می‌دهم هوش می‌گوید انجام ندهی. هیچکس دنبالت نمیاد خودت باید بیرون بیایی اگر دوست داری طلوع آفتاب رو ببینی. نگذار دوستانت تو را فقط به خاطر زنگ تفریح بخواهند.

عموخلج


ایرادهایت را قبول کن تا بتوانی تغییراتی در خودت به وجود آوری زمانی می‌توانی ایرادهایت را قبول کنی که خودت را دوست داشته باشی و زمانی می‌توانی خودت را دوست داشته باشی که شناختی از خودت داشته باشی خودشناسی خداشناسی وقتی خودت رو شناختی و وقتی خودت رو دوست داشته باشی اون وقت است که می‌تونی بگی عزت نفس داری.
 

عموخلج


بعضی وقت‌ها انتخاب تنها بین عقل و قلب نیست بلکه بین دو خواسته قلب می‌باشد به عنوان مثال دلم می‌خواهد بروم سینما ولی مادرم خواسته نزد او برود در اینجا فقط دل خودش تصمیم می‌گیره که کجا بره نگذار به هیچ عنوان عقل در اینجا دخالت کند مثلاً اگر در سر دوراهی قرار گرفته که بروید به شمال یا اینکه بروی به کیش اگر عقل دخالت کند می‌گوید که کیش خیلی گرونه بهتره همون بری شمال. یعنی خواسته قلبی تو در اولویت قرار بده.

عموخلج

 


خوشبین ها ممکنه بیوفتن داخل چاه اما تجربه می‌آموزند
ولی بدبین‌ها ممکنه داخل چاه نیوفتن اما همیشه با ترس افتادن داخل چاه زندگی میکنن
عمو خلج

گفته های متنی 8

 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x