گفته های متنی 7

بابا اگر به بچه افتخار کرد امکان موفق شدنش بسیار زیاد است ولی اگر بچه به بابا افتخار کرد بچه خوشبخت خواهد شد یعنی آنکه پدرانی که جلو و پسران به دنبالش هستند پدر راه را پیدا می‌کند و بچه‌ها همان راهی را می‌روند که پدر می‌خواهد ولی اگر پدر به عنوان پشتیبان پشت بچه قرار گیرد بچه خودش راه پیدا می‌کند و اگر زمین خورد پدر کمکش می‌کند که روی پای خود بایستد.

عموخلج


ادب از که آموختی از بی‌ادبان شجاعت را از ترسوها و بزدلان ثروت را از فقرا راستی را از دروغگویان خوشبختی را از بدبخت. در مناظره‌ها بعضی‌ها سکوت می‌کنند بعضیا تو دلشون می‌ریزند و بعضیا خودخوری می‌کنند به عبارت دیگر وقتی من درون را اذیت می‌کنند عقل خواسته خود و قلب نیست خواسته خود را دارد هماهنگی بین آنها انتخاب. اگر به جای توضیح دادن توجیه می‌کنی می‌خواهی سر طرف مقابلو  شیره بمالی.

عموخلج


کودکیت را به زمان حال نیاور زیرا با همه سر جنگ خواهی داشت برای اینکه از تنهایی می‌ترسیم یک عمر در تنهایی فکر می‌کنیم چه کار کنیم که از تنهایی درآیم کسی که از پول درآوردن دیگران خوشحال می‌شود پول درآر خواهد شد. بعضی‌ها کوتاه می‌آیند تا شکست نخورند و بعضی‌ها تا شکست نخورند کوتاه نمی آیند.

عموخلج


وقتی وقایع و اشخاص را همانطور که هستند قبول نمی‌کنی که معمولا بر حدس و گمان استوار هست و در آینده‌ای مجهول اتفاق می‌خواهد بیفتد تو شروع می‌کنی به پیش داوری تا سنگ بپشونید نخورده نگو آخ تا آن اتفاق نیفتد و معلوم نشود که به نفع تو یا به ضرر تو هست ذهن تو را میدی. آرام نخواهد گذاشت به محض اخذ نتیجه آن وقت ذهن آرام خواهد شد پس به جای اینکه به آینده بروی در لحظه و حال باش آینده خودش به خودی خود خواهد آمد از آفتاب امروز لذت ببر چون فردا هم آفتاب خودش را خواهد داشت.

عموخلج


گاهی اوقات وقتی حقت را بدهی تا آرامش دریافت کنی بهتر از آن است که آرامشت را بدهی تا به حقت را بگیری. وقتی در انتخاب‌هایت نمی‌دانی که خواسته عقل یا قلب را انتخاب کنی بهتر است که هیچ کدام را انتخاب نکنیم ولی اگر هر دو مساوی بودن یعنی ۵۰ ۵۰ آن وقت خواسته قلب را انتخاب کن حتی اگر به ضررت باشد. اگر وقت می‌گذاشتم و بنزین می‌زدم منظور کودک درون امروزه مجبور نبودم تا مقصد پیاده راه بروم من برون ما برای همه وقت می‌گذاریم غیر از خودمان و این بدان دلیل است که از تنهایی می‌ترسیم زیرا خودمان را نداریم.

عموخلج


اگه می‌خوای یه دونه باشی اگه می‌خوای تک باشی همیشه تنها هستی چون هیچکس حاضر نیست کنارت باشد و خودت هم راضی نخواهی بود.

عموخلج


اگر من درون از من برون اجازه گرفت و یا برعکس من برون از من درون اجازه گرفت , هم آهنگی بین آنها برقرار است . در اولی برای کارهای ذوقی و هنری و در دومی برای کارهای اچرائی بهترین حالت است .

عموخلج


ترس از نرسیدن به خواسته بزرگتر و قوی‌تر از لذت رسیدن به خواسته است پس بنابراین وقتی می‌خوای یه کاری رو شروع بکنی قبلش باید با خودت عهد ببندی که اگر کارم  گرفت خوشحال میشم و اگه نگرفت ناراحت نمیشم ببین وسیله ترس از میان برداشته شده است دیگر به موانع که سر راه ما قرار گرفته است فکر نمی‌کنیم بلکه به هدف تنها و این به ما قدرت می دهد.

عموخلج


وقتی مادر دخترش را از پدر دور می‌کند تا به خیال خودش در دوران سالخوردگیش حامی و اتکایی داشته باشد غافل از اینکه دختر وقتی ازدواج کرد از شوهرش نیز  دوری خواهد کرد این کار برای مادرها بسیار آسان است زیرا موقعی که پدر برای کار به خارج از منزل می‌رود مادر و فرزند تنها هستند. و آن موقع می‌تواند به راحتی به قول معروف مخشویی را شروع کند.

عموخلج

گفته های متنی 7
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x